خرید بک لینک
روزهای آخر تابستان بود که ابوالفضل کتابهای حسابان و فیزیک سوم دبیرستان خوشخوان را خرید تا برای سال تحصیلی آماده شود و با سبکتر کردن بار درسها، بتواند در طول سال هم المپیاد بخواند. مثل همیشه شروع به پند و نصیحت کردن من کرد، مرا ضعیفتر از خودش میدید و برایم دل میسوزاند. دوباره دلسوزیاش برایم گل کرد : « درست قوی نیست. بیا با هم بخشی از دروس سال سوم

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

همیشه حساش کردم و همیشه تلاش کردم که انکارش کنم.

من خداباورم و به او اعتقاد دارم!

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10


من - زحمت آوردن غذا رو که من نکشیدم، میخوای زحمت شستن ظرفا رو هم من نکشم؟

هماتاقی - چیکارت کنم آخه... باشه ظرفا رو هم من میشورم :(

من - خدا خیرت بده رفیق... آخیش... =))


برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10


Image result for five finger death punch

من - به نظرت من کجاییام؟

علیرضا - هممم... کردی؟ ( نه ) شمالیای؟ ( نه ) تبریز؟ ( نه )
چه سخت شد! یه راهنمایی کن.
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

بدون دوست نمی توان زندگی کرد،

و هم چنین بدون دشمن!

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

شب قبل از عروسی عروسکش را در آغوش کشید و خوابید، نمیدانست که فردا شب مجبور خواهد بود که به جای عروسک شوهرش را بغل کند و بخوابد...

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

هارون الرشید رو به ابرها میکرد و میگفت: هر جا ببارید خراجتان را برای من میآورند!

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

« ... هر وقت بچهام میزد زیر گریه، من هم میزدم زیر گریه، بلندتر از بچهام گریه میکردم - چون نمیدانستم که باید چیکار کنم.
هر وقت مهمون میاومد، به مادرم زنگ میزدم که بیاد کمکم کنه.

مامانم از مهمونها پذیرایی میکرد و من هم با بچههای مهمونها برنامه کودک نگاه میکردم! »

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

Related image


زن فومنی سیلی می خورد. ایران به خروش میآید. امام جمعه فومن برای دلجویی به دیدار زن دستفروش میرود.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

Related image


چراغ نئونی مغازه خراب شده، گوشه پلکش می پرد.

حتی چراغ ها هم تیک عصبی پیدا کرده اند!


برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:10

صفحه بندی